لوکوربوزیه: معماری بازی احجام زیر نور است.
از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند.
رشد و تعالی کانون ، مستلزم تدبیر ، تفکر و مشارکت اعضا می باشد.
معماری آفرینش فضا ،متناسب با انسان و نیازهای اوست
معماری پایه و اساس حفظ محیط زیست است.
معماری رد زمان است بر فضا
سراسر ایران کانون اتفاقات بزرگ است ...
با هم بودن " آغاز" ، با هم ماندن " پیشرفت" و با هم کار کردن "موفقیت" است.
نوآوری ، سرعت و استفاده از فرصت هاست.
تخصص گرایی در تصمیم گیری بر مبنای خرد جمعی رویکردی عاقلانه و پذیرفتنی است.

معماری ایران و آبادانی بیابان

کتاب «معماری ایران و آبادانی بیابان؛ بناهایی برای زیستن در فلات ایران» نوشته الیزابت بیزلی و مایکل هارورسن است که ترجمه آن را مهدی گلچین عارفی و نگار صبوری انجام داده‌اند. چاپ نخست این کتاب برای سال ۹۲ و از طریق انتشارات روزنه انجام شده است.

معماری و آبادانی بیابان؛ بناهایی برای زیستن در فلات ایران نوشته الیزابت بیزلی و مایکل هارورسن با رویکرد مطالعات تاریخی معماری ایران در شرایط خشکی سرزمین به ارایه مباحث کارشناسی و فنی و اجرایی پرداخته است.

کتاب «معماری ایران و آبادانی بیابان؛ بناهایی برای زیستن در فلات ایران» نوشته الیزابت بیزلی و مایکل هارورسن است که ترجمه آن را مهدی گلچین عارفی و نگار صبوری انجام داده‌اند. چاپ نخست این کتاب برای سال ۹۲ و از طریق انتشارات روزنه انجام شده است.

این کتاب یکی از کتاب‌های ارزشمندی است که علاوه بر مباحث معماری و شهرسازی بومی ایران به شرایط اقلیمی ایران و کم‌آبی‌ها اشاره دارد و منطبق با دانش روز، به ارایه راهکارهای منطبق با مناطق بومی ایران پرداخته است.

این در حالی است که گفته می‌شود خطر خشکسالی و کم‌آبی بحران سال‌های آتی ایران است که در صورت بی توجهی و عدم اتخاذ تدابیر لازم از سوی مسئولان ارشد به بحران و نزاعی در سال‌های آتی منجر خواهد شد.

گفته می‌شود، این کتاب با شهرها و روستاهای حاشیه بیابان و واحه‌ها سرو کار دارد و نه با گذرندگان از بیابان و زندگیِ بیابان‌گردان. شاید بگویند مانند این است که کتابی دربارۀ بندرها و اسکله‌ها و جزیره‌ها باشد به جای کشتی‌ها و دریانوردانی که از دریا می‌گذرند.

دربارۀ معماری ایران بسیار نوشته‌اند از مسجدها و کاخ‌ها گرفته تا آرامگاه‌ها و کوشک‌های باغ‌ها. اما موضوعِ این کتاب سنت بومی‌ای است که در بسترِ زندگی در زیستگاه‌های خرد و کلانِ ایران پاگرفته و از قضا بیشتر در بناهایی خودنمایی می‌کند که از دایرۀ مطالعاتِ تاریخیِ معماری به کنار مانده‌اند؛ سخن از بناها و سنتی ویژه در معماری است که حیات در این سرزمینِ بیش‌وکم بیابانی با این آب‌وهوای خشک و خشن بدان وابسته است. فهمِ چشمگیرِ ایرانیان در زندگی در این زمینِ خشک پرداخته هزاره‌هاست، و نه قرن‌ها. آنچه نشانۀ نبوغِ نادرِ اینان است، نه ممکن کردنِ زندگی، که بسیار فراتر از آن، ساختنِ تمدنی درخشان و خیال‌انگیز در این اوضاعِ سختِ‌طبیعی است. 

دیدگاه‌ها و نظرات